در حالی دارم این متن رو می نویسم که لباس عروسیِ روز آینده دراز به دراز وسط سالن شیک تو کاورش نشسته و در عین حال منتظرم فیلم طنز و کمدی هندی ایی که تو راه برگشت دانلود کردم تا در آخرین لحظاتی که کنار خانواده به عنوان دختر این خانوادم ببینم تا شاید یکم از این فضای غمباری که مامان بابا دچارشن کم کنم ...
از وقتی ته تغاری مهاجرت کرده شراط بخیلی سخت تر شده و مامان اینا حسابی دلنازک تر شدن ...
دروغ گفتم اگه بگم استرس ندارم ولی در عین حال امیدوارم
امیدوارم آینده قشنگ باشه
امیدوارم زندگی باهامون سازگار باشه
امیدوارم بتونیم به هدفامون برسیم
امیدوارم سازش و درک سرلوحه مسیرمون باشه
برامون انرژی خوب بفرستین :)
برچسب:
نویسنده: رویا صالحپور